مزه زندگی یک دانشجوی دکتری

لُپ لُپ

امروز روز آخر سال بود و من هم یه عالمه کار داشتم. از تعویض باتری ساعت و خرید شیرینی گرفته تا جمع و جور کردن وسایل سفر و شستشوهای روز آخر سال و البته چیدن سفره هفت سین! بغیر از اینا اون پروژه دکتر ش هم که کلا مونده!!!

دیروز به Ian ایمیل زدم که دیتا رو به شکل فلان بفرست، تمام دیتاهای خام رو به همراه کد اولیه اش که بدون کامنت نوشته، برام فرستاده با حجم 150 مگابایت!!! یعنی موندم دکتر ش این رو از کجا پیدا کرده آورده وسط پروژه پیاده کرده؟!! (خودم حدس میزنم که از تو لپ لپ یا تخم مرغ شانسی بوده)

عصر دو سه ساعت وقت پیدا کردم، اومدم فایل های Ian رو چک کردم، میبینم که تعداد نمونه ها به شکل غیرعادی کم هست (زیر 10 نمونه). برای دکتر ش و Ian ایمیل فرستادم که یکی به من جواب بده، نتایج بدست آمده با این دیتاها معتبر هست؟ Ian اومده برای من نوشته که به شکل های دیگه میشه اونها رو تحلیل کرد و نکته جالب پیشنهادش هم اینه که تعداد داده ها در تحلیل های پیشنهادی اون به 6 تا میرسه!! برای همینه که میگم دکتر ش Ian رو از تو لپ لپ پیدا کرده!

حالا این وسط که من و Ian داریم بحث میکنیم (over email)، هیچ خبری از دکتر ش نیست. یعنی گذاشته تا لحظه آخر روز یکشنبه تو تعطیلات باشه و هر از گاهی ایمیل هاش رو روی موبایل چک میکنه و کاملا خوشحال، به هر کدوم دلش خواست، جواب میده! تازه صبح دیدم که برای من در جواب یکی از ایمیل ها که دو بار برای یادآوری فرستادم، نوشته حواست باشه که همه چیزای لازم برای پروژه رو آماده کنی، بعد بری vacation!!! البته بماند که من هم براش نوشتم، تمام تلاشم رو میکنم اما فکر نکنم تموم بشه، با این حال در vacation (!!) سعی میکنم که بقیه رو انجام بدم و البته عصای دستتون باشم!! 

عصای دست رو غلو نکردم، خداییش سر مقاله های قبلی، هفته آخر من و دکتر ش بصورت شیفتی کار میکردیم، یعنی اون هر جا رو که فکر میکرد مشکل داره، درست میکرد یا کامنت برای من میذاشت، بعد که میخواست بخوابه، به من ایمیل میزد و میگفت که کجاها مشکل داره که در مدتی که اون خواب هست، من درستش کنم. خب تمام اینا در محیط LaTex بود، حالا این وسط Ian که LaTex نمیدونه چی هست، چجوری میخواد کمک دست دکتر ش باشه؟! مگر اینکه از 10 روز قبل با تذکر دکتر ش رفته باشه LaTex یاد گرفته باشه.

خلاصه هم دلم برای کارهای این پروژه جوش میزنه و هم برای اسباب زندگی ریخته شده در وسط اتاق. سفره هفت سین رو بالاخره چیدم و با توجه به اینکه الان ساعت 2 هست، اصلا مطمئن نیستم که بتونم برای سال تحویل بیدار بشم!

پ.ن 1. دکتر ش بنده خدا فکر میکنه ایران مثل آمریکاست که دانشجوهای دکتری بتونن یه زمانی رو به vacation اختصاص بِدَن و اصلا کار نکنن. نمیدونه که ماها کلا تو سیکل باطل و بیهوده میچرخیم و بخاطر همین سیکل هست که به اندازه به میزان تلاشی که میکنیم، نتیجه ای نمیگیریم!!

پ. ن 2. سال نو رو بهتون تبریک میگم. امیدوارم که سال 95 بهترین سال زندگی تون باشه و اتفاقات بزرگ و دوست داشتنی تو زندگی تون رخ بده.

پ.ن 3. موقع چیدن سفره هفت سین اینقدر قاطی بودم که وقتی داشتم روی آینه سفره هفت سین عدد سال رو می نوشتم، نوشتم 1394!! داداشم این گاف رو فهمید!

بعدانوشت. چقدر احتمال داره که یه سایت بزرگ خارجی مثل TCGA بترکه و بالا نیاد؟! فکر میکنم در حد 1% باشه و دقیقا همین امشب که من کلی میخوام ازش داده بگیرم، اون 1% اتفاق افتاد!! البته مهم نیست، بهتر!! به همین بهانه حداقل تو مسافرت مجبور نمیشم که در مورد اون پروژه دیگه هم مغزم رو بکار بندازم!! تازه میخوام برم بوشهر، کلی فسفر بگیرم برگردم!!

نظرات (7)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نوشته: سمانه از [ ایالات متحده آمریکا ]
سلام عزیزم.
برای این پرسیدم که بدونم بعد از مدت فرصت دانشگاه ایمیل رو غیر فعال می کنه یا نه؟ چون شما تجربه ش رو داشتید ازتون پرسیدم.
یکشنبه 8 فروردین 1395 ساعت 22:53
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
نوشته: امیر از [ ایران ]
با سلام واحترام
خانم دکتر عزیز
من بیش از یکسال هست که بطور تصادفی با وبلاگ شما آشنا شدم و متن های وبلاگ شما رو میخونم .... از زمانی که در تهران و در ماه رمضان مجبور بودید فوری خوابگاه رو خالی کنید و نمیدونستید افطار چی باید بخورید....تا زمانی که برای رفع خستگی به کنار دریاچه نزدیک دانشگاه در سیاتل میرفتید...همیشه تلاش و اراده قوی شما رو در کنار ایمان محکمتون رو تحسین می کردم....
اما... به عنوان یک خواننده وبلاگتون خواستم یه چیزی رو بهتون بگم...این فقط برداشت شخصی منه...نه پرسشنامه ای واسه سنجش داشته و نه مدل علمی...این حس و برداشت منه از روند درونی شما ...کمی دچار غرور شدید...به نظرم لازمه که مثل زبان.. برای تقویت روح تون هم کمی وقت بزارید... امیدوارم جسارت منو ببخشید..
ارادتمند
خواننده وبلاگ شما و یک دانشجوی دکتری
جمعه 6 فروردین 1395 ساعت 12:16
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست عزیز
با چند تا نوشته که بعضا در شرایط خاص با سانسور نوشته شده، مطمئنا نتیجه ای که میگیرید خطا داره. اتفاقا از زمانی که رفتم آمریکا و اساتید اونجا رو دیدم، به این نتیجه رسیدم که اصلا هیچی نیستم!!
امیدوارم که سال 95 براتون سالی پر از موفقیت و شادی باشه.
نوشته: سمانه از [ ایالات متحده آمریکا ]
سلام سمیرا جون
سال نوت مبارک.
یه سوال: هنوز ایمیل دانشگاه امریکات فعاله؟
سه‌شنبه 3 فروردین 1395 ساعت 18:34
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم
ممنونم عزیزم
من هم سال جدید رو تبریک میگم و امیدوارم که سال خاطره انگیزی برات باشه.
در مورد سوالت، نمیدونم، چطور؟!
نوشته: دیمن از [ ایالات متحده آمریکا ]
سال نوت مبارک عزیزم. امیدوارم امسال سال براوردن آرزو و رسیدن به اهداف بزرگت باشه.
سه‌شنبه 3 فروردین 1395 ساعت 02:04
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم عزیزم
من هم سال جدید رو تبریک میگم و امیدوارم که سال 95 پر از اتفاقات خوب و شاد باشه برات.
نوشته: مرجان از [ ایران ]
سلام
بعد مدتها اومدم..خوشحالم که هنوز مینویسید..
عیدتون مبارک باشه
دوشنبه 2 فروردین 1395 ساعت 11:51
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم
خوش اومدی
عید تو هم مبارک باشه؛ بهترین ها رو برات آرزو میکنم
نوشته: زهرا از [ ایران ]
سلام سال نو مبارک.امیدوارم بهترین و زیباترین لحظه ها رو داشته باشی و البته با تنی سالم و دلی شاد
یکشنبه 1 فروردین 1395 ساعت 18:40
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست خوبم
ممنونم از لطفت؛ من هم سال نو رو تبریک میگم و امیدوارم سال 95 بهترین سال زندگیت باشه.
نوشته: AM از [ ایران ]
سلام. به شدت با این گفته شما ؛ ... دانشجوهای دکتری بتونن یه زمانی رو به vacation اختصاص بِدَن و اصلا کار نکنن. نمیدونه که ماها کلا تو سیکل باطل و بیهوده میچرخیم و بخاطر همین سیکل هست که به اندازه به میزان تلاشی که میکنیم، نتیجه ای نمیگیریم!!" واقعا موافقم. استاد من بهم همیشه میگه تو چطوری میگی روزی ۶ ساعت سره این پروژه وقت میذاری و بازم اینقدر پیشرفتت کمه! منم سرمو میندازم پایین میگم چیکار کنم روزی ۷ ساعت سره کارم (راستی نگفتم استخدام وزارت راه و شهرسازی شدم! با اطلاع استادم و به صورت مخفی از سایر اساتید و دانشکده) از ۶ عصر تا ۱۲-۱ شب فقط یه بار میرم شام میخورم که زنده بمونم! میخنده میگه مهندس ... راست میگی هر هفته که میبینمت لاغرتر میشی!! خدا کنه تا روز دفاعت زنده بمونی!
یکشنبه 1 فروردین 1395 ساعت 04:38
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام
تبریک میگم دوست خوبم؛ انشاالله که سال 95 هم سال خیلی خوبی برات باشه.