X
تبلیغات
رایتل

مزه زندگی یک دانشجوی دکتری

دلم دریا میخواد

این روزها این مشغله های جورواجور حسابی خسته م کرده. دلم میخواد همه چی یه دفعه ای تموم بشه و من با خیال راحت برم مسافرت یه جایی که دریا داره و کنار دریا بشینم و ساعت ها بهش زل بزنم بدون اینکه نگران زنگ موبایل باشم، یا رسیدن ایمیل، یا رسیدن فلان ددلاین.

ذهنم خیلی خسته است برای اینکه چندین چیز رو باید با هم پیش ببرم و واقعا الان همه مسائل از حد توانم خارج شده است. هر کدوم از کارها به تنهایی سخت نیستن، اما اینکه همه با هم یه دفعه ای تلنبار شدن، کار رو برام سخت کرده.

این خستگی ذهن باعث شده که وقتم رو به بطالت بگذرونم اما در همون تایم هم احساس لذت نکنم. البته نکته اصلی خستگی ذهنم فکر به آینده ای است که هنوز نیامده است اما واقعا کنترل ذهنم از دستم خارج شده و نمیتونم جلوش رو بگیرم.

برام دعا کنید تا بالاخره یه روز بیام اینجا و بگم: من راحت شدم و دیگه از اون حجم دغدغه و استرس خبری نیست.

امیدوارم که اون روز نزدیک باشه چون واقعا دوام آوردن زیر بار این همه فشار خیلی سخته.

پ.ن. تنها راهی که برای این موقعیت ها میشناسم اینه که بشینم تمام کارها رو روی کاغذ لیست کنم و ددلاین هاشون رو هم بنویسم. اینجوری مطمئنا کارم نظم بیشتری میگیره و ذهنم آروم تر میشه. انصافا هیچکدوم از کارها غیرعادی نیستن اما تعدد و تنوع شون زیاده که من رو به این وضع انداختن.

بعدانوشت. الان ساعت 1:30 بامداد پنجشنبه است؛ دو تا از کارها تقریبا تمام شده هستن و من یه مقدار آرامش گرفتم....

نظرات (6)
نام :
ایمیل : [پنهان میماند]
وب/وبلاگ :
برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
نوشته: آسمان از [ رومانی ]
سلام سمیرا جان

واقعا باهات موافقم چه در مورد اینکه "دکتری ذره ذره داغونت میکنه و آرامش روانیت رو بهم میریزه" من واقعا احساس پیری و فرسودگی می کنم وقتی شروع کردم شاید یه موی سفید داشتم الان موهامو هر کاری میکنم فرق چپ و راست و .... موهای سفیدم همش در حال دهن کجی کردن به من هستن

در مورد اینکه اول شغل و بعد تحصیلات دقیقا من به این نتیجه رسیدم یادمه هم کلاسیه دوره ی کارشناسیم با دیپلم وارد بانک شده بود و کارشناسی و ارشد را بعدا گرفت من تا کارشناسی باهاش بودم صاحب خونه و ماشین هم شد خدا بهش ببخشه منظورم تصمیمه درسته من اومدم دوره ی کارشناسی کار کنم همه مخالفت کردن که درست مهم تره کار همیشه هست! یا دوستان دیگه که با ارشد هیات علمی شدن و دکترا را همزمان با داشتن دو شغل پیش بردن و 4 ساله با یه مقاله ی مشترک دو نفری دفاع کردن و الان معاون دانشکده هستند این روزها خواهرم ازم راهنمایی میخواد برای دکترا واقعا نمیدونم بهش چی بگم بگم بخون یا اول کار پیدا کن... انقد دست اندازهای مختلف جلوی پای آدم مینذارن که آدمی مثله من که همه چیزو خودش تجربه کرده و تجربه و درایت لازم رو نداشته تا به خودم بجنبم سنم کلی بالا رفته بدون اینکه شغل جدی رو هنوز شروع کرده باشم... ببخشید انقد طولانی شد
یکشنبه 11 مهر 1395 ساعت 13:46
امتیاز: 0 0
پاسخ:
با خوندن این جمله "درست مهم تره کار همیشه هست" داغم رو تازه کردید!
همین رو به من هم میگفتن
نوشته: سحر از [ ایران ]
مرسی از جواب خوبتون یه "خواننده قدیمی".
این سوال منم بود که شما جواب دادید.
من با خیلی از هم رشته ای های خودم در مقطع دکتری دانشگاه تهران و مدرس و بهشتی و ... صحبت کردم و همه کاملا مثل شما فکر می کردند.
کاش من می تونستم برای دکتری از ایران برم اما مخالفت بسیار شدید خانواده همه راهها رو به رویم بسته. و حتی کار هم هنوز نتونستم پیدا کنم (با این که واقعا تلاش کردم و به هر دری زدم).
باز هم ممنون از راهنمایی های شما...
یکشنبه 11 مهر 1395 ساعت 09:53
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام وقت به خیر
تشکر به خاطر حوصله تون که جواب دارید.
من یک شغل با درآمد معمولی سه روز هفته دارم و درس رو بیشتر برای این میخوام که 4 روز هفته که بیکار هستم به بطالت نگذره اوقاتم سرم به درس بند باشه و بیکار و علاف نباشم و خلاصه یه سودی داشته باشم.راستش شنیدم چند نفر از هم رشته ای هام این رشته قبول شدن ولی چند سال پیش.
کاش میدونستم چه کار مثبت انجام بدم.
شنبه 10 مهر 1395 ساعت 09:30
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام عزیزم
اگر اینطور که میگی هست، به نظر من دکتری خوندن راه پر کردن اوقات بیکاری نیست؛ دکتری ذره ذره داغونت میکنه و آرامش روانیت رو بهم میریزه. من بهت پیشنهاد میکنم که در این چهار روز کاری رو انجام بدی که باعث شادی و آرامش روانت بشه. کاری رو که ممکنه از بچگی آرزوی انجام دادنش رو داشته باشی اما به هر دلیلی فرصت نکردی مثل یادگیری موسیقی، یادگیری زبان دوم مثل انگلیسی، نقاشی و طراحی و ... اینجور چیزا تو رو روز به روز جوانتر میکنه برای اینکه لذت دیدن هنرت رو میبری، در حالی که دکتری ایران، آدم رو روز به روز پیرتر میکنه بدون اینکه آخرش برات عایدی داشته باشه.
باز هم بهت توصیه میکنم که با بچه های دکتری سال بالایی در رشته خودتون صحبت کن و بعد تصمیم گیری کن.
سلام خوب هستید؟ ببخشید مزاحمتون میشم. یه سوال شما راجع به رشته انفورماتیک پزشکی اطلاعاتی دارید؟
دکترا خوندن این رشته یه زمانی چند سال پیش خیلی آسون بود الان همه نرم افزاری ها که دکترای کامپیوتر قبول نمیشن میرن این رشته.
آیا خوندن این رشته رو توصیه میکنید؟
کلا دکترا تو ایران این طور که من از وبلاگ جنابعالی و چند نفر از دوستانم خوندم خیلی سخته و پیرت میکنه. آیا ارزش داره؟
باآرزوی سلامتی تشکر فراوان
جمعه 9 مهر 1395 ساعت 20:52
امتیاز: 0 0
پاسخ:
سلام دوست عزیزم
تا جایی که من شنیده ام این رشته مرتبط با مدیریت پایگاه های اطلاعات پزشکی هست. البته یه زیر شاخه خیلی کوچکی از آن به بیوانفورماتیک (تحلیل داده های پزشکی) میرسه اما در کل در مورد پایگاه های اطلاعات پزشکی است.
من خوندن هیچ رشته ای رو در مقطع دکتری در ایران توصیه نمیکنم بلکه منع هم میکنم.
دوست عزیزم وقتی با مدرک کارشناسی ارشد شغل پیدا نمیشه، آیا فکر میکنی با مدرک دکتری شغل پیدا میشه؟!
(ادامه تحصیل در مقطع دکتری در ایران فقط برای شاغلین خوب هست که با ارائه مدرک بالاتر بتونن حقوق بیشتری بگیرن، فقط همین!)
با این حال اگر به تهران یا شهرهای بزرگ دسترسی دارید، بهتون توصیه میکنم قبل از شروع مطالعه برای آزمون دکتری، سری به دانشگاه های دولتی بزنید و با بچه های سال 3 و 4 به بالای دکتری رشته خودتون صحبت کنید و بعد برای ادامه تحصیل دادن یا ندادن تصمیم گیری کنید.
آرزو میکنم که خدا بهترین راه رو جلوی پاتون قرار بده.
نوشته: گلسا از [ ایران ]
- این کارها دقیقاً چیه که اینقدر زیاد و تموم نشدنی هستند؟!

- باز خوبه که انگیزه کافی برای این همه سر درس بودن رو داری، چون خیلی ها فقط تا یه سن خاصی (مثلا دوره کارشناسی) اینطور سر درس میشینن، حتماً دیدی....
پنج‌شنبه 8 مهر 1395 ساعت 23:22
امتیاز: 0 0
پاسخ:
یه بخشی از کارها که مربوط به خودم هست اما یه بخش دیگه پروژه های مشارکتی است که همین ها پوستم رو کَنده و از طرفی بخاطر قوی شدن رزومه م نمیخوام اونا رو کنار بزارم.
در مورد انگیزه، یه وقت هایی با فکر کردن به آینده کلافه میشم اما در نهایت راه های جانبی رو میارم تو ذهنم و به خودم میگم هنوز بن بست کامل نشده و راه فرار ازش هست. همین کورسوی امید من رو کمک میکنه تا به تلاشم ادامه بدم.
نوشته: خواننده از [ ایران ]
من مطمینم که انشالا ازپس همه این کارها برمیاین
چهارشنبه 7 مهر 1395 ساعت 15:39
امتیاز: 0 0
پاسخ:
ممنونم دوست خوبم
موفق باشید